
نمی دونم چرا هیچ تعریفی از زندگیم بدون تو ندارم، هیچی، پوسیده پوسیده ام،همش به خودکشی فکر میکنم، همش به رفتن فکر میکنم، تا نبینم آینده زندگی خودمو بدون حضور و خنده تو، بی انصافی که نه، نامردی محضه که فکر کنی حتی فکر کنی میرم سراغ یکی دیگه، بزار نابود بشم، بزار نابود بشم بدون تو که هزاران بار بهتر از زنده بودنه، بازار تا آخر عمر بنویسم تا از امید واهی نابود بشم، کاش زنگ میزد و صداشو.......
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی